من آن خاموش خاموشم..
احساس میکنم در چند هفته ی گذشته به اندازه ی چند سال پیر شده ام.. تو میری پشت علفها گم میشی.. من میمونمو گل اقاقیا.. گل ایوونه بهاره دل من.. یه بیابون لاله زاره دل من.. کسی نیست سر روی شونم بزاره.. شاخه ای گل توی خونم بیاره.. خیلی تنهام خیلی تنهام میدونی.. ... آتش زدی در عود ما.. نظاره کن بر دود ما.. در کش و قوس خیالی جانکاه.. به افق چشم بدوزم تا کی؟.. کفشهایم را پنهان کرده ام جایی نمی روم.. نکند تو بیایی و من نباشم.. زخمی بر پهلویم است.. روزگار نمک می پاشد و من پیچ و تاب میخورم.. مردم گمان می کنند که من میرقصم.. .. روزی دوستی داشتم که وقتی افتادم خندید.. روزی دوستی داشتم که گفت... ..... هیچ... بماند با خودم و دلم و خدا..
| Design By : Pichak |

